السيد محمد حسين الطهراني

67

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب

عبارتست از محاربه با جنود شيطان ، زيرا در اين موقع سالك در عالم طبيعت گرفتار و اسير وهم و غضب و شهوت و مغلوب أهويهء متضادّه ، لجّهء آمال و امانى او را محيط ، و هموم و غموم بر او مستولى ، و به منافيات طبع و منافرات خاطر متألّم ، و مخاويف عديده را منتظر ، هر زاويه از كانون سينه‌اش آتشى ، انواع فقر و احتياج ، و اصناف آلام و انتقام در درونش ، گاهى در كشاكش اهل و عيال ، و زمانى در خوف تلف مال و منال ، گاه جاه مىخواهد و نمىرسد ، و گاه منصب مىجويد و نمىيابد ، خار حسد و غضب و كبر و امل او را دامنگير ، و در چنگ حيّات و عقارب و سباع عالم طبيعت و مادّيّت زبون و حقير ، خانهء دلش از ظلمات وهم تيره و تار ، و فزون از حدّ و شمار ، از هر طرف روى گرداند سيلى روزگار خورد ، و به هرجا پا نهد خارى به پايش خلد . اين آلام و اسقام در سينهء سالك انباشته است ، و پس از تأمّل و تدبّر به كثرت آنها پى مىبرد . سالك بايد با توفيق الهى بر جنود وهم و غضب و شهوت فاتح آمده و در اين مجاهدهء كبرى پيروز گردد و در اين جهاد فتح و ظفر نصيبش گردد و از چنگ عوائق و علائق مستخلص شده عالم طبيعت را بدرود كند . اسلام اعظم در اين حال وارد عالم اسلام اعظم مىگردد . در اينجا خود را جوهرى مىبيند يكتا و گوهرى بىهمتا ، بر عالم طبيعت محيط و از موت